رنگ باران
دنیای بدی شده این بدی رو انسان ها که همون خود ماییم براش ب وجود اورده...
سخته شنونده ی داستانی باشی که دو نفر عاشق و شیدای ی نفرن :(

 

+ حس میکنم واسه شونه های من سنگینه...حس نه، واقعا سنگینه...

++ دستمو دراز کنم بهت رسیدم...ولی آیا پناهی واسه دستام؟!!

+++ و چه میکنه این ۲۵باند با اهنگاش... "از پیشم میری"

+تاریخ پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 14:19 نویسنده مينا |

THE VOW

قشنگ بود دوستش میداشتم  تم داستان شبیه 50FIRST DATES  بود .  ولی هردو برای من جذابیت خودشونو داشتن. 

ی زوجی که با عشق در کنار هم زندگی میکنن و بر اثر ی حادثه خانوم این داستان حافظش بر میگرده به روز های قبل از ازدواجش و همسرش رو دیگه یادش نمیاد.

 


برچسب‌ها: فیلم
ادامه مطلب
+تاریخ چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 23:0 نویسنده مينا |

یک سال پر فراز و نشیب...

 

آیا نوشتم؟
گذر کرم؟
مرور چطور؟
آغاز شدن را به یاد داری...؟
یک سال گذشت...

 

 +دوست دارم اینجارو...:)

 

+تاریخ دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 22:50 نویسنده مينا

ﮔـﺎﻫـﯽ ﺍﮔــﺮ ﺩﻋـﺎﯾﺖ ﻣﺴـﺘﺠﺎﺏ ﻧﺸـﺪ، ﺑـﺮﻭ ﻭ

ﮔــﻮﺷـﻪ ﺍﯼ ﺑﻨـﺸـﯿـﻦ ...

ﺯﺍﻧـﻮﻫـﺎﯾـﺖ ﺭﺍ ﺑﻐـﻞ ﺑﮕـﯿـﺮ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳـﯿـﺮ

ﮔــﺮﯾـﻪ ﮐـﻦ ...

ﺷــﺎﯾـﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷــﺪ ﻣﯿـﺎﻥ ﮔــﺮﯾﻪ ﻫـﺎﯾـﺖ ﺑﮕــﻮﯾﯽ

:: ﺍﻟﻠﻬُـﻢَّ ﺍﻏـﻔِــﺮ ﻟِﯽَ ﺍﻟـﺬُﻧﻮﺏَ ﺍﻟّـﺘـﯽ ﺗَﺤـﺒِـﺲُاﻟـﺪُّﻋــﺎ ::.

ﺧــﺪﺍﯾﺎ ! ﺑﺒﺨـﺶ ﺁﻥ ﮔـﻨﺎﻫـﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮐـﻪ ﺩﻋــﺎﯾﻢ ﺭﺍ

ﺣــﺒـﺲ ﮐــﺮﺩﻩ ﺍﺳـﺖ...

 

ا+التماس دعا

+تاریخ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 12:56 نویسنده مينا |


Noah
کارگردان :

Darren Aronofsky 

بازیگران :         

Russell Crowe...noah

Jennifer Connell\Anthony Hopkins\Emma WatsonRay Winstone\

 

ی عده خیلی نافرم فیلم رو کوبیدن و ی عده هم عقیده داشتن که شاهکاره. من هم خوشم اومد ارزش دیدن داره  ی برداشت آزاد از داستان  نوح پيامبر بود .


برچسب‌ها: فیلم
ادامه مطلب
+تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 16:45 نویسنده مينا |

هر کس که ما را میشناسد میداند که چه بسیار شیر بلال دوست میداریم ایضا هر خوردنی ی که ذرت در آن دخیل باشد.همان ها که این سلیقه ی مارا میدانند این را نیز میدانند که ما سس را نیز عاشق میباشم،نخود فرنگی و پاستا نیز همینطور.
از فرط گرسنگی روز هفدهم ماه مبارک و بی حوصلگی ساعت های پایانی این صبر طولانی (نه واقعا پایانی؟! ۳ ساعت دیگر به پایان مهمانی امروز مانده) گفتیم چه کنیم چه نکنیم  بهتر است این دوست داشتنی ها را کنار هم بگذاریم و هنری به خرج دهیمو اهل خانه را به فیض برسانیم( آیکون دختر نمونه و به فکر اعضای روزه دار خانواده نه چیز دیگر :دی). گفتیم سالاد ماکارونی درست کنیم بعد افطار بر بدن بزنیم . این شد که در حد چی به خودمان عذاب دادیم، آخر ما را با زبان روزه تصور کنید که مجموعه ای از دوست داشتنی هایش در دستانش میباشد ولی نباید آنها را با جان دل،حداقل مزه کند.
خلاصه که  اکنون این هنر ما در یخچال میباشد برای ساعات بعد ار اذان.و این بعد از ظهر خسته کننده به یک عصر دلپذیر و بیشتر به یک افطاری دلچسب ختم شد و خواهد شد. (اصلا ما دوست داریم روزه ی مان را با سالاد ماکارونی و سس فراوان باز کنیم والله به خدا :دی)

 

 

 

پ.ن: اگر از این مکان گذشتید و دلتان خواست، اینجانب را حلال کنید و مثل ما در انتظار اذان باشید، و دیگر ...هیچ.

پ.ن.۲:که چه؟!!! دوست داشتیم ثبتش کنیم به هر حال هنری است .محض دل خوش کردن خودمان اصلا 

پ.ن.۳: نمیدانیم چرا اگربیشتر از نیم ساعت هم آشپزی اینجانب طول نکشد ،حداقل یک ساعت جمع و جور کردن آشپزخانه و شستن ظرفها طول میکشد


ادامه مطلب
+تاریخ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 18:11 نویسنده مينا |

...

نوشتم و خط زدم... نگاه کردم به کاغذ، از اول خوندمش، خط زدم...سکوت کردم، فکر کردم، به همه چی، نوشتم باز خط زدم...بسنده کردم به همین عنوان فقط...

...

پ.ن:سکوت...باز هم هیچ درخواست و انتظاری نیست که پای توقع گذاشته نشه...

پ.ن.۲: بعضی وقتها فقط باید نگاه کنی...کاری از دستت بر نمی یاد..باید گذاشت زندگی برای خودش بتازونه،بالاخره ی روزی میاد که خسته شه، که رام تو شه..اون وقت اون میشینه و به تو نگاه میکنه..

پ.ن.۳: ی جوری ی حال الانم که فقط مینویسم و پاک میکنم :( مینویسم و خط میزنم.یا خودمم نمیدونم چی میخوام یا نمیفهمم چی میگم :/

+تاریخ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 0:20 نویسنده مينا |

 

" من همانم که وقتى ميترسى به تو امنيت ميدهم "

                                               (قريش,3)

 

+تاریخ دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 0:47 نویسنده مينا |

 

+تاریخ شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 23:0 نویسنده مينا |

دلم میخواد باز" آتش بدون دود" رو بخونم :( البته تا جلد چهارم . دیگه زیادی کش دار شده بود

تا جلد چهارمش بسیار بسیار زیبا و دل نشینه...3 جلد بعدی بیشتر میره سمت مبارزات سیاسی که اون ها هم خواندنی بود ولی برای من تا جلد چهار خیلی جذاب بود.مخصوصا جلد 3 خیلی خیلی قشنگ بود.

چند خطی از جملات زیباش رو در ادامه مطلب میزارم.البته جملات برگزیده واسه جلد اول کتاب، نوشته ی آقای نادر ابراهیمی هستش.

جلد اول: گالان و سولماز


برچسب‌ها: کتاب
ادامه مطلب
+تاریخ شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 22:21 نویسنده مينا |