X
تبلیغات
روشن تر از لبخند

......

اينکه ب نبودت عادت کردم يا نه سوال نداره؟اينکه حق داشتى اينکارو کنى يا نه... چطور تونستى؟
+ تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند .

هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود...

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |

خوبِ خوبِ نازنين من!
نام تو هميشه مرا مست مى كند
بهتر از شراب.
بهتر از تمام شعرهاى ناب!
نام تو،...
اگرچه بهترين سرود زندگى ست
من تو را
به خلوت خدايى خيال خود
بهترين ِ بهترين ِ من خطاب ميكنم
بهترين ِ بهترين ِ من!

.....................
فریدون مشیری
.....................


برچسب‌ها:
شعر
+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |
دنگ دنگ
آی بیا پهلوان
وارد میدان بشو
نوبتت آخر رسید
معرکه است
مهرکه کشتی تو با خداست
*
این طرف گود منم ،با همه
آن طرف گود خدا یک تنه
زور خدا از همه کس بیشتر
زور من از مورچه هم کمتر است
آخرش او می برد
او که خودش داور است
*
بازوی من را گرفت
برد هوا زد زمین
خرد شدم
زیر خمش این چنین
*
آخر بازی ولی
گفت بیا
جایزه بازی و بازندگی
یک دل محکم تر است
یک زره آهنی
پاشو تنت کن ،ولی
باز نبینم که زود
زیر غمم بشکنی

برچسب‌ها:
شعر
+ تاريخ جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |
 چرا رفتی، چرا من بی قرارم
به سر، سودای آغوش تو دارم

...

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |

قصه های کهن از چشم تو آغاز شدند

شاعران با لب تو قافیه پرداز شدند

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |
...

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |

مظهر جانِ پلنگم که به ماهی بندم و به جز ماه دل از عالم و آدم کندم

ماهِ بیرون زده از کنگره ی پیرهنم نکند خیز برم پنجه به خالی بزنم

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |

تا مرا می نگرد قافیه را می بازم

... بازی منتهی العافیه را می بازم

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |
آن به هر لحظه ی تب دار تو پیوند، منم&آنقدر داغ به جانم ،که دماوند منم

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت نويسنده p.m |