
سالی پر از برکت و مهربونی پیش رو داشته باشید ...
یا علی
امیدوارم که حالتون خوب باشه و ایام به کام .
نیمه اسفند ماه هم گذشت ، !!!!
کم کم زمستون داره کوله باش رو میبنده و بهار میاد .

یه سال دیگه گذشت ، یه سال به مرگ نزدیک تر شدیم ، یه سال هم پیر تر شدیم ، توی این یه سال چی کار کردیم ؟؟؟
تونستیم باری از دوشی برداریم؟ تونستیم کمکی به کسی کنیم ؟ تونستم غم کسی رو کمتر کنیم؟ و . . . ؟؟؟
برای خودمون چی کار کردیم ؟ چقد گذشت زمان تونسته ما رو پخته تر کنه ؟ اصلا به فکر اینکه ثانیه ها دارن دنبال هم میرن و دقیقه ها در فرارن و ساعت ها و روزها مثل تیری که از کمان رها شده باشه با سرعت از جلوی چشمامون رژه میرن و ماه ها کمر به قتل فصل ها بستن ، بودیم ؟
دیگه اسفند ماه در جدال نا برابر با زمان آخرین تلاش هاشو برای بقا انجام میده ولی چه تلاش بی هوده ایی ...
امسال سال شلوغی از نظر سیاسی بود نمی خوام اینجا حرفی از سیاست بزنم ولی سالی بود که ایران یه پوست اندازی اساسی در زمینه سیاست داشت ...
امسال با مسافرت شروع شد یه مسافرت دو نفره با پسر خاله ام خیلی خوش گذشت ، ولی توی سال جدید از دوستای سال پیش دیگه با کسی پا نیستم چون همه متاهل شدن .
نمی دونم سال جدید چه جوری شروع میشه ولی امید وارم که سال بهتری و پر از برکت برای همه باشه .
امسال با همه خاطرات خوب و بدش داره تموم میشه و نفس های آخرش رو میکشه و منتظر رسیدن خورشید به برج حمل تا یه شماره هم بندازه و چهارش رو به پنج تبدیل کنه ...
امسال به طور کلی سال خوبی برای من نبود یعنی همون مثل قدیمی : «هر سال دریغ از پارسال »
ولی امسال دوستای خوبی پیدا کردم که به ضررهای مالی که امسال داشتم می ازره . لینک سایت دو سه تاشون توی پیوندهای وبلاگ هست

بازم بوی عید میاد و منو یاد مرحوم مادر بزرگم می ندازه و یاد دوران کودکی روز هایی که دنبال گل یخ ( نوروز گولی ) توی کوه و برفا می گشتم تا سفره هفت سین مادر بزرگ بدون گل نباشه یاد بوی یاس ده تومنی با عکس مدرس که از لای قرآن بهمون میداد ، یاد قصه های آخرین روز سال که تا دیر وقت برامون تعریف می کرد ، یاد آجیل چهار شنبه سوری که خودش از تابستون میوه ها رو خشک می کرد و نگه میداشت و یاد دعای تحویل سال نو با صدای پدر بزرگ و همه حواس ما به ماهی قرمز توی تنگ بود که لحظه تحویل از آب بیرون بپرن؟؟؟ و همیشه توی شلوغی لحظه تحویل سال یادمون می رفت و باز هم منتظر یه تحویل سال دیگه بودیم که شاید این بار بالا خره ببینیم پریدن ماهی رو و ... ،،، چه سالهای شیرینی بود با مادر بزرگ ، خدا رحمتش کنه ،،، یادش به خیر .

الان وقت خوبیه که برگردیم و یه سال گذشته رو مرور کنیم و بدونیم توی این گذر یک ساله چی کار کردیم ؟ چه کار هایی رو نباید انجام میدادیم و انجام دادیم و چه کار هایی رو باید انجام می دادیم ولی انجام ندادیم ؟ باید برای خودمون یه سال اخلاقی مثل سال مالی داشته باشیم و سر سال حساب کتاب خودمون رو قبل از اینکه به حساب کارامون برسن ، خودمون حسابرسی کنیم و سعی کنیم که اشتباههای گذشته رو انجام ندیم !!!
سال گذشته کسی رو رنجوندیم ؟ سعی کنیم از دلش بیرون بیاریم .

یه چیزی رو هم فراموش نکینم که وقتی که ما ها دور هم با خانوداه سر سفره هفت سین نشستیم و منتظر تحویل سال هستم کسایی هستن که اونقد مشکل مالی دارن که عید براشون با عزا فرقی نداره ، باید به شکرانه جَوونی ، موقعیت و کارمون به اونا هم کمک کنیم تا شاید کمتر بشه غصه نداریشون .

سال 1385 از یه نظری هم جالبه ، دو تا رحلت رسول اکرم ( ص) دو تا شهادت امام حسن (ع) دو تا شهادت امام رضا (ع) دو تا هم اربعین امام حسین (ع) توی این سال هست.
در هر صورت امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و صد سال بهتر از امسال رو ببینید.

سال نو مبارک
یا علی
شبی بارانی
و رسالت من اين خواهد بود
تا دو استكان چاي داغ را
از ميان دويست جنگ خونين
به سلامت بگذرانم
تا در شبي باراني
آن ها را
با خداي خويش
چشم در چشم هم نوش كنيم
مرحوم حسین پناهی
در میان دویست جنگ دنبال لیمویی بودم تا توی استکان چای خدایم بچکانم
دوست داره چای با آب لیموی تازه
وقتی از میان جنگها لیموی رو پیدا کردم
یادم آمد چای سرد شده و خدایم به خواب رفته ...
هما
یا علی
به در گفتم تا بشنوند دیوار ها ؟؟؟

عمریه غم شده مهمون دلم
از دورنگی ها پریشونه دلم
آدما هم دیگه رو گول می زنن
دست نزار روی دلم خونه دلم
ای خدا قلب آدما مثل سرابه
یا عطا کن چاره یا مردن ثوابه
اونکه از رفاقت و مردونگی دم میزنه
بی هوا از پشت سر خنجر به آدم می زنه
خط باطل می کشه رو شوق و سر مستی ِ تو
می دوزه چشم طمع بر همه هستی تو
...
یا علی
بارون

ببار اي نم نم باران زمين خشك را تر كن
سرود زندگي سر كن دلم تنگه ... دلم تنگه
بخواب ، اي دختر نازم بروي سينه ي بازم
كه همچون سينه ي سازم همه ش سنگه... همه ش سنگه
نشسته برف بر مويم شكسته صفحه ي رويم
خدايا ! با چه كس گويم كه سر تا پاي اين دنيا
همه ش ننگه ... همه ش رنگه

یا علی