تبليغاتX
هر کسی هم نفسم شد دست آخر ...؟
...

دورتر ؟؟؟؟؟
دلم می خواد یه جایی باشم ...
جایی دور تر از خیال
دور تر از باور
دورتر از بودن
جایی که کسی نباشه
جایی که نباشه کسی تا تنهایی ام رو کم کنه ؟
جایی دورتر از اونی که خیال کسی هم بتونه سرک بکشه به اونجا
باشم و باشم تا شاید بودنم رو بتونم حس کنم
روی تپه ای
کنار رودی
پشت کوهی
نزدیک چشمه ای
کنار گلی
همراه نسیمی
من باشم خیال
من باشم اندیشه
من باشم حس بودن در نبودن
کاش بود جایی ...
کاش میشد خیال رو سوار بر روی نسیم به دور دور ا می فرستادم
تا شاید فاصله من، تا من کم میشد
...

یا علی

+ نوشته شده در 85/06/24ساعت 1 توسط هادی |

...

با صدای اذان از خواب می پرم

الله .........................اکبر

الله .........................اکبر

توی خواب و بیداری به صدای اذان گوش می کنم...

...

صبح جمعه اس

.

.

.

لا اله الا الله

اذان که تموم میشه

ناخودآگاه این شعر به ذهنم می اد

«شاید این جمعه بیاید شاید ...»

چه خوب میشه اگه این جمعه بیاد

امروز جمعه اس فردا هم نیمه شعبان

بلند می شم پنجره رو باز می کنم

همه شمعدونی ها خیس شدن

داره بارون می اد

...

یا علی

+ نوشته شده در 85/06/17ساعت 19 توسط هادی |

سیگار ...

وقتی سیگار رو به جای زیر سیگاری روی فرش خاموش می کنی

می خوای چی بگی ؟

می خوای بگی فیلسوف شدی ؟

یا شاعری؟؟؟؟

می دونم وقتی ماه کامل میشه تو هم دیونه شدی

می دونم وقتی تنهای می شی توی جمع دیونه شدی

می دونم وقتی که همه هستن وقتی که تو نیستی دیونه شدی

می دونم وقتی شب و بی خوابی و دود سیگار و نجوای شبانه گریه کسی که برای همه مرده ، جز تو دیونه شدی

ولی ....

ولی هیچ کدوم از این ها دلیل نمیشه که سیگارتو رو فرش خاموش کنی

اره می دونم دیونه شدی

که سیگارت رو روی فرش خاموش کردی

اگه دیونه ....

_ تند تند بگو دیونه نکنه یادت بره !!!

_ من که دیونه نیستم ...

_ دیونه شما هستید که سیگارتون رو به جای فرش توی زیر سیگاری خاموش می کنید...

اصلا چرا نمی خوابی که نصفه شب مجبور باشی که سیگار بکشی

و مثل دیونه ها در و دیوار و نگاه کنی مثل اون حسین پناهی دیونه هی به در و دیوار بگی ...میخوام برگردم به کودکی ...

_ بازم که گفتی ما دوینه ایم یا شما که سیگاروینستون لایتتون رو نصفه می کشید و اون رو هم با صد تا ادا و اطفار توی زیر سیگاری کریستالتون خاموش می کنید و اسم خودتون رو هم می زارید با کلاس !!!

می دونم الان تو حالت خوب نیست ...

ببین خروس از خواب بیدار شده تو هنوز نخوابیدی

همه الان می خوان برن دنبال کارشون

زود بخواب فردا نمی تونی از خواب بیدار بشی

_ بخوابم که چی ؟؟؟ که بعد از اینکه مرگ اومد پیشم بگم نصف عمرم و خوابیده بودم ؟ که هیچ وقت نتونستم ماه رو تماشا کنم ؟

_ شما که این همه خوابید چی توی خواب پیدا کردید ؟؟؟

وقتی می گم دیون شدی هیچ کس باور نمی کنه

از دیونه چی کم داری

_ اصلا تو راست می گی دیونه شده ام ...

_ مگه دیونه چشه ؟

هیچیش نیست فقط سیگارش رو روی فرش خاموش می کنه و شب نمی خوابه و با دود سیگارش هم در دیوار رو سیاه میکنه ...

_برای سیاهی درو دیوار ناراحتی؟ یا فرش کهنه که یه کم هم سوخته ؟

_ وقتی دل اونقد سیاه شده که حتی نور زیبای ماه رو هم نمی تونه ببینه اصلا ناراحت نمی شی؟

اصلا مگه نور ماه رو نبینم چی میشه ؟؟

_وقتی تو حتی با چشمت هم نمی خوای بازی زیبای نور ماه رو توی دود سیگار نگاه کنی به چه دردت می خوره ماه ؟

حواست کجاست خاک سیگارت ریخت رو زمین ...

_ من حواسم !!!

_ بو کن بوی پاییز داره میاد

_نگاه کن هوا ابری شده می خواد بارون بیاد...

بگیر بخواب .!!!

باز هم مثل همیشه بعد از صدای در

شعله کبریتی بود و دود سیگاری و تنهایی و انتظار شبی دیگه ....

خوشحالی از بارون و پاییز

...

پاییز داره می اد ...

یا علی

+ نوشته شده در 85/06/14ساعت 0 توسط هادی |