ياد آن شب.........امشب اما !
ياد آن شب زير باران
كوچه اي تاريك و نمناك
دستهايم سرد و خاموش
چشمهايت مست و بي باك
گرم از هرم نگاهت
مي شدم آرام آرام
واي بر من !! مرغ قلبم
باز هم افتاد در دام
٬٬٬٬٬٬٬٬٬
ياد آن شب مست بوديم
فارغ از اندوه دنيا
قصه مي گفتي برايم
قصه يك عشق زيبا
زير نور ماه آن شب
درسكوتي پر هياهو
بي تمناي دل من!
هديه دادي قلب خود را
٬٬٬٬٬٬٬٬٬
امشب اما اشك آرام
گونه ام را مي نوازد
ياد آن ايام شيرين
سينه ام را ميگدازد
برگ ريزان است اينجا
در هواي سرد قلبم
مانده دل در اين شب سرد
كز غم هجرت چه سازد
٬٬٬٬٬٬٬٬٬
هستي اما چون پرستو
پر ز شوق پر كشيدن
عشق من چون كوه و قلبت
پر ز سوداي پريدن
من سراپاي وجودم
اشتياقي گنگ و مبهم
در نگاه تو وليكن
عزم رفتن هست روشن
٬٬٬٬٬٬٬٬٬
بسته اي بار سفر را
خوب مي دانم عزيزم!
مي گريزي از نگاهم
من هم از تو ميگريزم!
شام تاريكيست امشب
سينه ام آبستن بغض
رو! سبكبار و دل آرام
رو كه تنها اشك ريزم
خدا کنه هر شب بارونی باشه

یا علی