من چيستم ؟
لبخند پر ملالت پاييزي غروب
در جستجوي شب ...
يك شبنم فتاده به چنگ شب حيات
گمنام و بي نشان
در آرزوي سرزدن آفتاب مرگ
...
يا علي
جریان دود
قطره قطره
خونم رو پر کرده
جریان سرخ پر دود
رگهام رو حس می کنم
سبک شده ام
بالاترم ؟
سبکتر
نمی بینم
نمی شنوم
ما ز بالایم .
خیال ،
دود ،
خون ،
و
بی قراری ،
فرار ،
پرواز
و ...
همه با هم اومدن ...
بالاتر می رم
سرگیجه ام باز شروع شده
سر گیجه ای ابدی ...
...
یا علی
فکر کنیم
که
نه چیزی داریم که براش زنده باشم
نه اینکه براش بمیرم
میدونید
این یعنی صلح ؟؟؟
و
و
فکرم پر شده از مطلب ، قلم نمی تونه این همه فکر رو بنویسه
ذوب شده باشیم
برای خودمون می تونیم زندگی کینم
اگه نشیم نمی تونیم
رها باشیم باید ...
نباشیم اسیریم ... ؟
محتاج ، روباه ، ...
زاهد و ساقی ، مدهوش
سبز و زرد و ...
ما همه
می تونیم ...
آ . ز . ا . د . ی
یا علی